الشيخ رسول جعفريان

485

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

عقد آن حضرت درآورد و مهريه را همان مهريهء حضرت زهرا عليها السّلام قرار داد . پس از آن كه حاضران مجلس را ترك كردند ، مأمون از امام خواست تا خود پاسخ فروضى را كه در جواب يحيى بن اكثم مطرح كرده بود بدهد . امام به يكايك آنها پاسخ داد . آنگاه امام از يحيى بن اكثم چنين پرسيد : مرا از مردى خبر ده كه زنى در اوايل صبح بر او حرام بود ؛ روز كه بالا آمد آن زن بر وى حلال شد و هنگام ظهر دوباره بر او حرام گرديد و در موقع عصر حلال شد و در وقت غروب آفتاب بار ديگر بر او حرام شد و در وقت عشا ، حلال و در نيمه شب باز بر او حرام و هنگام طلوع آفتاب حلال شد ؛ مسأله اين زن چيست و چگونه مرتّبا بر او حلال و حرام مىشود ؟ يحيى بن اكثم از پاسخ به اين سؤال واماند و از امام خواست تا خود جواب مسأله را روشن كند . آن حضرت فرمود : اين زن ، كنيز شخص ديگرى بوده كه بر اين مرد حرام بود ، روز كه بالا آمد كنيز را از صاحبش خريدارى كرد و بدين ترتيب بر او حلال شد ، ظهر او را آزاد كرد و بدين جهت دوباره بر او حرام شد . عصر با او ازدواج كرد و حلال شد . هنگام غروب او را ظهار كرد و در نتيجه به او حرام شد و در وقت عشا كفارهء ظهار را داد دوباره به وى حلال شد . نيمه شب او را طلاق داد و به اين علت حرام شد ؛ صبح رجوع كرد و دوباره بر او حلال شد . مأمون بار ديگر در مقابل دانش امام اظهار شگفتى كرد و گفت : كمى سنّ مانع از كمال عقل براى اين خاندان نمىشود . « 1 » در صورتى كه زمان ازدواج رسمى امام با ام فضل سال 215 باشد ، سن آن حضرت هنگام مناظرهء مذكور بيست سال بوده است . در ادامهء همين روايت آمده است كه امام پس از مراسم عقد ، ام فضل را با خود به مدينه برد ؛ بنابراين بايد مناظرهء مورد بحث در سال 215 اتفاق افتاده باشد . در حضور معتصم مجلس مناظره مانندى تشكيل شد كه پس از ثبوت برترى علم امام ، ماجرا منتهى به شهادت آن بزرگوار گرديد . عيّاشى مفسر شيعى از زرقان

--> ( 1 ) . الارشاد ، صص 46 - 51 ؛ الفصول المهمّه ، صص 267 - 271 ؛ تفسير القمى ، ج 1 ، ص 183 ؛ دربارهء قسمت اخير نك : تحف العقول ، ص 335